عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

41

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

كه [ در زمين اسير نماند در دست كافر ] و ناايمنى [ از ايشان ] ، وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ [ و در زمين پرستش ] و بندگى نماند مگر كه آن همه خداى را بود ، فَإِنِ انْتَهَوْا اگر باز ايستند [ از جنگ بشهادت يا بجزيت ] ، فَإِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 39 ) اللَّه به آنچه ميكنند بينا و دانا است . وَ إِنْ تَوَلَّوْا و اگر برگردند [ از فرمان بردارى و گردن نهادن ] ، فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ بدانيد كه خداى يار شما است ، نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ ( 40 ) نيك يار و نيك دستگير و نيك يارى ده . النوبة الثانية قوله تعالى - : وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ سبب نزول اين آيت آن بود كه كافران گفته بودند : فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ ، رب العالمين خبر داد مصطفى و مؤمنانرا ، كه ايشان عذاب ميخواهند و تا تو در ميان ايشانى من ايشان را عذاب نكنم ، لانك بعثت رحمة للعالمين ، و لم يعذب قوم نبيّهم بين ظهرانيّهم . قومى گفتند : وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ ، اين مقدار منسوخ است ، و ناسخ آنست كه بر عقب گفت : وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ . قومى گفتند : اين منسوخ نيست ، از بهر آنكه تا مصطفى به مكه در ميان ايشان بود عذاب نيامد اين عذاب پس هجرت آمد . و گفته‌اند : وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ آن عذاب عامه است باستيصال ، چنان كه در امم پيشينيان بود . اين امت از چنان عذاب بزينهاراند ، و اين كه وَ ما لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ اين عذاب خاصه است قومى را دون قومى . وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ اين محكم است و اين استغفار توحيد است ، ميگويد تا شهادت ميگويند و اسلام مىآرند خدا ايشان را عذاب نكند ، و در قرآن نوح راست و هود را و صالح و شعيب كه فرا قوم خويش گفتند : اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ، اين استغفار همه بمعنى توحيد است . عدىّ بن حاتم الطائى از مصطفى پرسيد كه آنچه پدر او مىكرد حاتم هيچ به كار آيد ؟ و عايشه عبد اللَّه جدعان را هم از مصطفى